داستان تکرا

ما همیشه برای مردم کار می کنیم

داستان تکرا از اونجایی شروع شد که دوست داشتیم روستا جایی برای زندگی، رشد و پویایی، نشاط و افتخار آفرینی باشد.
ما دوست داشتیم روستانشینی اونقدر جذاب باشه که هیچ روستایی قصد مهاجرت نداشته باشه، مهاجرت کرده ها برگردند و حتی شهرنشین ها هم به فکر زندگی در روستاها باشند.

دوست داشتیم روستا شبیه روستا باشد. رسالت و مأموریت یک روستا را انجام دهد. با ورود تکنولوژی و رسانه های ارتباطی سبک زندگی روستایی تغییر نکند. طرز لباس پوشیدن، آئین ها و آدام و رسوم روستایی فراموش نشوند. روستا واقعا روستا بماند و شبیه شهر نشود.

دوست داشتیم کار روستایی ها اونقدر جذاب باشه که بخوان اون رو ادامه بدن. مشاغل پدری شون رو احیا کنن. آموزش های روز رو ببینن و شغل هاشون رو ارتقا بدن؛ به بهره وری و درآمد زایی برسن.
دوست داشتیم فرصت های بکر و کشف نشده برای سرمایه گذاری و درآمدزایی در روستاها شناسایی بشن. روستایی ها بخواهند و توانا باشند تا بتونن از این فرصت ها استفاده کنند.
دوست داشتیم با افتخار بگیم من یک روستایی ام. برای توسعه روستامون مشارکت کنیم. مفاهیم کارآفرینی روستایی، اقتصاد سبز، توسعه پایدار که بیشتر اسمشو شنیدیم، بشناسیم و بفهمیم و به کار بندیم.
دوست داشتیم برای کسانی که سالهاست دوست دارند که دانشگاه با بخش های صنعت و کشاورزی و خدمات ارتباط داشته باشد راهکاری ارائه دهیم و بگوییم روستا بدون ارتباط دانشگاه و بخش علمی و پژوهشی رشد نخواهد کرد.
دوست داشتیم زیبایی ها و دیدنی های روستاها به رونق گردشگری کمک کنه اما گردشگری به فرهنگ و آثار باستانی و زیبایی های روستا آسیب نزنه.
دوست داشتیم به همه سازمان ها، نهادها، گروه ها و افرادی که برای توسعه روستایی و توسعه کارآفرینی روستایی تلاش می کنند خسته نباشید بگوییم و بگوییم که زمان فعالیت های جداگانه و طرح های مقطعی به سر آمده و باید به فکر طرح جامعی باشیم که با رفتن و آمدن آدمها تغییر نکند . باید هماهنگ باشیم و برای اجرایی شدن طرح توسعه کارآفرینی روستایی هر کدام نقش خود را به جا و به موقع ایفا کنیم

هر کدوم از ما اعضای تیم مدیریتی تکرا در یه گوشه ای از این کشور داشتیم به روستایی که دوست داشتیم فکر می کردیم و در استانهای مختلف در پروژه ه و طرح های جداگانه ای به توسعه کارآفرینی روستایی کمک می کردیم. اما همه ما به یک نتیجه رسیده بودیم. اجرای طرح جامعی که بتونه زمینه ساز توسعه کارآفرینی روستایی باشه و با مشارکت افراد و گروه های داوطلب مردمی در قالب سمن ها، بخش علمی و پژوهی، بخش دولتی ، بخش خصوصی اجرا بشه خواسته و فکر همه ما بود.
در سال ۱۳۹۳ تلاش ما برای گرد هم آوردن تیمی که دارای دانش، تخصص و تجربه لازم برای تحقق این رویا باشد شروع شد و ما همدیگر رو پیدا کردیم. از قم، از تهران، از خوزستان، از فرانسه از تبریز تبریز، از کاشان، از طرح کآشف، از انجمن زنان کارآفرین ایران. از جهاد دانشگاهی، از طرح منارید و فعالان پروژه های بین المللی توسعه روستایی، از وزارت جهاد کشاورزی، از مؤسسه کار و تأمین اجتماعی همدیگر را پیدا کردیم.
به خاطر حضور و مشارکتمون در هر جایی که برای توسعه و کارآفرینی تلاش می شد و به خاطر بودنمون در هر جا که نامی از توسعه روستایی و کارآفرینی روستایی بود به هم نزدیک شدیم؛ اما عامل اصلی که ما رو با هم همدل کرد باورها و آروزهای مشترک ما برای توسعه کارآفرینی در روستاها بود.
با عشق و تعهد اهداف و موضوع فعالیت تکرا را نوشتیم. برای تک تک کلمات نوشته هایمان بحث کردیم و حساس بودیم. برای تحقق اهداف مان طرح ها و پروژه ها و رویدادهای مختلفی پیش بینی کردیم. سعی کردیم اگر می گوییم جامع واقعا جامع نگاه کرده باشیم. سعی کردیم طرح ها و برنامه های ما نگاه از پایین به بالا داشته باشد و همه چیز با مشارکت روستاییان انجام شود. سعی کردیم خودمان را نقد کنیم و از خودمان ایراد بگیریم. سعی کردیم طرح ها و برنامه هایمان انعطاف پذیری برای تغییر در زمان اجرا را داشته باشد. تصمیم گرفتیم برای محک زدن آنچه اندیشیده ایم، به اجرای اندیشه هایمان در قالب های کوچک بپردازیم و به امید موفقیت و فراگیر شدن ایده هایمان باشیم.

برای مذاکره و ورود تکرا به روستاها نیاز به مجوز داشتیم. نیاز داشتیم تا شخصیت حقوقی باشیم. به لطف خدا توانستیم مجوزهای لازم را از وزارت کشور اخذ کنیم.
تکرا برای ما یعنی توسعه کارآفرینی روستایی ایران، اما به ما گفتند که یک سازمان مردم نهاد نمی تواند از پسوند ایران استفاده کند، برای همین کانون توسعه کارآفرینی روستایی اندیشه پویا را تأسیس کردیم. اندیشه پویا را دوست داشتیم چرا که معتقدیم توسعه از اندیشه آغاز می شود و اندیشه پویا توسعه را جاودان می سازد.